کتاب A Certain Kind of Sadness

[ad_1]

او شغل رویایی خود را به راشل وارتون پیشنهاد کرد ، تنها مشکل این است که او در یک شهر دیگر است. او می داند که این فرصت بسیار خوبی پس از فارغ التحصیلی است ، اما نمی تواند نیرویی جمع کند تا خود را متقاعد کند که احتمال کیفیت دلیل کافی برای ترک مردی است که از کودکی دوستش داشته است. به ویژه ، در یک زمان حساس در کثیف ، اما نامشخص سپاسگذاری ، بدهی و تعهدات قدیمی راشل شغل را می پذیرد ، به اتاوا نقل مکان می کند و زندگی جدیدی را شروع می کند که نمی خواهد. به دور از مورگان ، خانواده و دوستان ، زمان آپارتمان کثیف او را پر می کند. پشیمانی و اتهامات متقابل او را وادار به زیر سوال بردن زندگی خود ، برداشت هایش از عشق ، شجاعت و ناتوانی در هدایت آنچه نمی تواند تغییر کند ، کند. دیدار با عشق زندگی خود در کودکی و هفت سالگی دشوار و دشوار است ، زمانی که عشق دختر کوچک شما رشد و گسترش می یابد. راشل تجربیات گوناگونی داشته است ، اما عشق او به مورگان هیلیر عوارضی را ایجاد می کند. رابطه پیچیده او با مادرش را تحت فشار قرار می دهد. مورین با مورگان مخالف است. او مردی است که چمدان حمل می کند و به بدبختی نزدیک می شود: یک ازدواج ناموفق ، یک پسر مرده و یک دختر که مادرش او را رها کرد. راشل تلاش می کند تا عشق مورگان را متعادل کند ، و مسافتی بین آنها ، قضاوت مورین و دوستی سی ساله وارتون و هیلیر را مدیریت می کند ، اما زمانش تمام می شود و تلاش های او منفجر می شود. مورگان در یک عروسی خانوادگی به راشل توهین می کند. خیانت او را نابود می کند. برای بدتر کردن شرایط ، مورین حق داشت و راشل نسخه ای از خودش شد که از آن متنفر بود – یک پیام رسان فقیر عاشق

[ad_2]

source