کتاب A Renaissance in Blood

[ad_1]

جسی مادینگ یک روز صبح از خواب بیدار می شود و می فهمد همه چیز تغییر کرده و او کاملاً تنهاست و هم اما و هم گیدئون از بین رفته اند. پس از اینکه توسط آخرین شخصی که انتظار داشت خیانت کرد ، زندگی او که روزی زندگی می کرد به پایان رسیده است و باید به نوعی وجود جدیدی جعل شود. با از دست دادن ، جسی نذر می کند که هر کاری از دستش بر می آید برای غلبه بر دروغ ، رفتن به خانه و پیدا کردن خون آشامی که زندگی اش را به ارزش زندگی می کند.

[ad_2]

source