کتاب Beautiful Rural Cook Girl : Volume 6

[ad_1]

سرآشپز ، می جینگ ، چشمانش را باز کرد تا دریابد که او عبور کرده است ، و وقتی دوباره نگاه کرد ، همکار خوبی بود! آیا مجبور به ازدواج با یک پیرمرد و پدر شد آیا مستی بخار پنهان شده در کنار پهلو می خندید؟ او یک قلب بودا ، یک بدن از بستگان خون شرور ، یک عموی تائوئیست و خانواده عمه ، به علاوه تمام مزایای یک عمو و عمه داشت! مای جینگتیان که رو به کلبه ای نیشگون و آهسته است که هنوز توسط انبوهی از گرگ ها محاصره شده بود ، به آسمان نگاه کرد و غذای خود را برداشت. او دکه خود را برپا کرد ، آشپزی کرد ، رستورانش را باز کرد و شراب دم کرد! طلا و نقره ای که همه جا می غلتید موج می زند. مشکل بستگان درجه یک نیز یکی پس از دیگری بروز کرد ، مای جینگ با رسیدن مادر به اوج زندگی آستین های خود را بالا زد و به محض تغییر کلینکر ، خواستگار پا به در گذاشت و سخنرانی نامزدی مانند یک دانه برف ، اگرچه به نظر یک هدیه تبریک برای یک ژنرال بود ، جز این که او قصد ازدواج با او را داشت!

[ad_2]

source