کتاب Carceral Civilizations. Volume 2

[ad_1]

مفهوم معمول حبس ، مکانهای مشخصی را در جامعه معین پیشنهاد می کند: زندانها یا با مهربانی تر ، م institutionsسسات روانپزشکی. این ایده در متن های بسیار متفاوت و گسترده تری در متن گنجانده خواهد شد. ما تمدن ها و فرهنگ های خاص آنها را از نظر ساختارهایی که ممکن است شخصی را بدون امکانات خاص “زندانی” کند مورد بررسی قرار می دهیم: نمونه های اخیر و همچنان پابرجا امپراتوری های فاشیست و کمونیست یا رژیم های سنتی خودکامه و تئوکراتیک هستند. علاوه بر این ، تمدن هایی وجود دارد که باز و دموکراتیک هستند ، اما ممکن است گروه های مختلف را به دلیل تحصیلات ، نژاد یا وضعیت طبقاتی از مشارکت خارج کنند – این محرومیت را نمی توان “زندان” دانست. یکی از اشکال غالب حبس های خودسرانه کنترل آموزش و ادبیات موجود در اختیار شهروندان است. اشکال دیگری نیز وجود دارد که یک گروه یا کل تمدن را به دلیل استعمار و تحمیل “مونیست” معمول گفتمان کلی خود به عنوان معیاری برای تمدن و آنچه که نیست ، تا آنچه انسانی است ، “به زندان می اندازند”. چه چیزی مناسب نیست که انسان محسوب شود. این مونوگرام در مورد گفتمانهای کلان در “علوم” و فنون مدرن نیز صدق می کند و برای هر جنبه از رفتار انسان “توضیح” می دهد. گرایش این است که برای “آموزش” فقط در زمینه های فنی فشار بیاوریم. همچنین لازم است روندهای مختلف معاصر در نظریه های فرهنگی که “روش های” چند فرهنگی را پیشنهاد می کنند بدون نگرانی در مورد غیر منطقی بودن چنین روش هایی بررسی شود. سرانجام ، ما بحث های فعلی در مورد مهاجرت جهانی ، مهاجرت و مسائل مربوط به وضعیت افراد گرفتار در چنین جنبش هایی را در رابطه با امور “قانونی” بیان می کنیم. این مسئله با ظهور “پوپولیسم” و “ملیت ها” در سراسر جهان روبرو است ، و سوالی که معمولاً از آن اجتناب می شود ، “چرا محکومیت غرب توسط اعضای تمدن های مختلف و فرهنگ های آنها وجود دارد ، اما این خواست که ما از آنها استقبال کنیم” ”

[ad_2]

source