کتاب Centauren-Trilogie

[ad_1]

پس از غرق شدن کشتی مادر ، هفت فضانورد موفق به نجات خود در سیاره ای شده اند که آنها “امید” می نامند. اما در آنجا آنها باید در وسط جنگل زنده بمانند. نمی توان جمعیت پیشرفته جهان را پیدا کرد که در ابتدا بتوانند به آنها کمک کنند. اما این فضانوردان چه کسانی هستند؟ جول روت چشم به راه امروز بود. او شخصاً اولین فرود یک سفینه فضایی را در مرکز فضایی جدید مریخ هدایت می کند. بعلاوه ، احتمال تعطیلات به زودی ، تعطیلات با خانه من روی زمین … اما ناگهان زنگ هشدار به صدا در می آید. ناوگان فضایی بزرگی با منشأ فرازمینی در حال نزدیک شدن به منظومه شمسی ما است. اما غریبه ها به هیچ وجه غریبه نیستند ، آنها از سیستم آلفا قنطورس می آیند و سالها پیش هفت نفر از آنها در آمریکای جنوبی فرود اضطراری کردند. این بار اما تقابل دوستانه نبود. قنطورس از بشریت می خواهد که استعمار مریخ را انجام دهد و مذاکرات را رد کند … شلوغی و جنب و جوش دیوانه وار آغاز می شود ، مردم تخلیه می شوند و جول روت به عنوان مسئول مریخ منصوب می شود. او باید سعی کند غریبه ها را به توبه ترغیب کند. اما آیا می توان به سادگی سنتاورهایی را که به شدت به یک سیاره خانه جدید احتیاج دارند ، اخراج کرد؟ جول روث تصمیم گیری را بر عهده خودش آسان نمی گیرد. اقدامات او حتی وقتی کاریزماتیک Edha van Vorst ظاهر می شود ، دشوارتر می شود … به مدت شش سال ، سیصد نفر به سیاره دور قنطورس سفر کردند تا یک نیروگاه عظیم برق با مهندسان محلی بسازند ، زیرا بدون آنها این سیاره کند و محکوم به نظر می رسد. با این حال ، پذیرش مهمان از زمین گرم نیست و به زودی مشکلاتی برای کار مشترک وجود دارد. شافت حمل هواپیمای مداری توسط بهمن بلعیده می شود ، کامیون های سنگین ناگهان به هوا برخاسته ، ناگهان ساختمان های عجیب و غریب ظاهر می شوند ، و دوباره بدون هیچ اثری ناپدید می شوند. بنابراین باید اعزام زودرس به پایان برسد. اما دانشمند جوان Gernot Wach نمی خواهد تسلیم شود و معتقد است که او راهی برای نجات پروژه پیدا کرده است. اما ابتدا باید با ژوزفین آشتی کند ، جایی که مخفیگاه مرموز لیم را با او کشف کرد.

[ad_2]

source