کتاب CEO Lu, Your Wife Runs Away Again : Volume 4

[ad_1]

گو مو چنگ تنها برای توهین به خانواده مو با دختر خانواده مو ازدواج کرد ، علاوه بر این ، او آنقدر خودخواه بود که امیدوار بود این مهره شطرنج بر سر او دعوا نکند ، یا بر سر او گریه نکند ، اما وقتی این مهره شطرنج تمام شد ، گو مو چنگ شدیداً تحریک پذیر شد من با زنان دیگر غذا می خورم ، چرا حسادت نمی کنی؟ مو ونون نگاهی کناری به او انداخت ، “از چه چیزی دیوانه ای؟ “… استاد جوان گو دیگر نمی توانست تحمل کند ، اما وقتی مو ران به مردان دیگر نگاه کرد ، نمی توانست عصبانی نشود. “مو ران ، من تو را پنهان می کنم! ” من نمیخوامش. آقای جو کوچک: پس او را قفل کن! همه: خوب خیلی بوی خوبی دارد ، آقای جوان جو.

[ad_2]

source