کتاب Das Berghotel 214 – Heimatroman : Endstation St. Christoph

[ad_1]

میا و سباستین یک آرزوی مورد انتظار را برآورده می کنند: آنها می خواهند با یک وانت تبدیل شده به یک سفر بزرگ در سراسر جهان بروند. اولین ایستگاه آنها را به هتل کوهستان می رساند. سباستین همیشه تعطیلات خود را در اینجا با پدر و مادر خود می گذراند و آنجاست که این دو می خواهند قبل از شروع کار ، آرام بگیرند و باتری خود را دوباره شارژ کنند. در حالی که میا در منطقه سلامتی خراب است ، سباستین در دهکده سرگردان می شود و افکار غم انگیز خود را می اندیشد. زیرا آنچه میا به آن شک نمی کند: او مدت زیادی است که به سفر کاملاً متقاعد نشده است و بیش از هر چیز به رابطه آنها پی برده است. یک روز بعد از ظهر ، او با آنیتا ، یار بزرگ کودکی اش آشنا می شود. سباستین با زیبایی و لطافت دوباره پاک شد. آیا این یک نشانه است؟ آیا باید سفر را لغو کند؟ سرنوشت چند روز پس از ناپدید شدن کیف پولش ، با همه کارت ها و اوراق مهم ، بدون اینکه اثری از خود به جای بگذارد ، پیش او می آید …

[ad_2]

source