کتاب Das Berghotel 216 – Heimatroman : Frühlingserwachen für Matthias

[ad_1]

او مدت طولانی در برابر ایده سفر مقاومت کرد. اما اکنون ماتیاس خوشحال است که به برادرش اجازه داد او را ترغیب کند تا در هتل کوهستانی استراحت کند. این اولین تعطیلات واقعی از زمانی است که همسرش چهار سال پیش درگذشت. و در واقع: ماتیاس رشد می کند و جرات می کند با یکی یا دیگری معاشقه کند. به طور خاص یک چیز به او شکم شکم می دهد: پیشخدمت شیرین آنلی. آیا او با او صحبت می کند؟ اما سپس دوباره تردیدهای اساسی مطرح می شود. ماتیاس این و سایر افکار پنهانی را در دفترچه یادداشت خود ثبت می کند که همیشه با خود حمل می کند. یک شب او را در رستوران هتل رها می کند و ناآرامی آغاز می شود …

[ad_2]

source