کتاب Der Bergdoktor 2013 – Heimatroman : Wer Wind sät –

[ad_1]

ماریوس و دختران – جدایی به خودی خود که جولیا نمی تواند از سرش بیرون بیاید! بعد از رجینا ، این خشم ، کتی ، هاچرل شیرین قند ، سپس راسل و جرمی به وجود آمد. خلاصه جولیا از نیاکانش کاملاً دوستانه نیست. از نظر آنها ، دختران به یک گروه سطحی و آزار دهنده تعلق دارند: به گفته ماریوس بسیار احمقانه و آنها فقط می روند تا کشاورز در Linzhof شوند. جولیا برای چند هفته همسر کشاورز و همسر ماریوس بود. هیچ دلیلی وجود ندارد که به عشق و وفاداری او شک کنیم. اما او نمی توانست حسادت خود را کنترل کند. او در جستجوی رازی از اشیا tam اوست و تلفن همراهش را دستکاری می کند. سپس پیام سرنوشت ساز را در آن می خوانید …

[ad_2]

source