کتاب Der Bergdoktor 2014 – Heimatroman : Das Lächeln des Himmels

[ad_1]

در نیمه شب ، صدای بلند صدای بلند صدای بلند کشیش رویدر را از خواب بیدار می کند. زن خانه دار چوپان سنت کریستوف به دیدن خواهرش در شواز می رود ، بنابراین او مجبور است خودش به در برود. در مقابل او یک دختر کوچک ناامید ایستاده و درخواست کمک می کند. کشیش سوفی فیگل ، این نام او است ، یک شب به او تخت خواب می دهد و تصمیم می گیرد به دکتر مراجعه کند. همبرگر مارتین برای رفتن. پزشک کوهستان یک دختر باردار را در هیملسف از خانواده دومان قرار می دهد. Dumans افراد عزیز و متقی هستند که غالباً روح از دست رفته را دریافت می کنند و یک پناهگاه امن در مزرعه خود فراهم می کنند. همه فکر می کنند این یک راه حل عالی است. اما اینجا در هیملسف یک جهنم سختی در انتظار دختر فقیر است و سوفی و ​​پسر کوچکی که زیر قلبش حمل می کند در معرض خطر مرگ قرار دارند …

[ad_2]

source