کتاب Red Dreams

[ad_1]

چیزی که همیشه درک به دنبال آن بود کمال بود. و عاشق نیک ، فکر کرد که او را پیدا کرده است. اما ازدواج به ندرت کامل است ، و نیک لوند افسانه نیست ، بلکه یک انسان ، مانند همه اشتباه است ، به دلیل رابطه آنها بر روی صخره ها ، درک تنهائی و سو susp ظن را تجربه می کند ، دور از مردی که بیشتر زندگی خود را دوست داشته است . وقتی می فهمد پسر عمویی دارد که در شهر زندگی می کند ، جوانی به نام مایلز که از وجود او بی خبر است ، درک به دنبال او می رود. این دو مرد دوستی دوست داشتنی را شروع می کنند که به درک کمی آرامش و چشم انداز می بخشد ، اما علیرغم علاقه ای که به مایلز احساس می کند ، قلب درک متعلق به نیک است که مایل است برای بازگشت آنها به مسیر درست هر کاری انجام دهد. نیک آماده است تا رستوران Split خود ، زندگی شهری را که دوست دارد و همه آرزوهایش برای جلب اعتماد یکبار دیگر ، تخریب کند ، درک اطمینان دارد که حضور آرام در حومه شهر راه حل تمام مشکلات آنها است. یا این بزرگترین اشتباه زندگی آنها خواهد بود؟

[ad_2]

source