کتاب Refill

[ad_1]

آنتونی کرافورد تهدیدی بیکار برای جامعه است که وقت خود را در قفل در آپارتمانهای سایه دار می نوشد و با نوشیدن مشروبات الکلی و مخلوط کردن آن با هر نوع داروی موجود دیگر را می گذراند. گابریل ورنر یک شهروند آزاد است که زندگی خود را به عنوان یک امدادگر نجات می دهد. این دو نمی توانند از یکدیگر دور باشند ، با این حال ، وقتی آنتونی قربانی یک تصادف وحشتناک رانندگی شد ، گابریل کسی است که جان او را نجات می دهد. این حادثه در فضایی از رمز و راز پوشانده شده است که فقط می تواند به این ایده اشاره کند که چیزی وجود دارد که آنها می خواهند ملاقات کنند ، زیرا آنها در ابتدا سعی می کنند در روابط جدید خود به آرامی سبک شوند ، بعید است که آنها دوست باشند. پس از آن ، آنها حتی شرکای بی مهری هستند. به سرعت آشکار می شود که آنتونی بیش از هر زمان دیگری قبل از آشنایی با گابریل قصد دارد با اعتیاد خود رابطه برقرار کند ، که رابطه را متشنج می کند. با شدت گرفتن آنتونی ، جبرئیل فکر کرد که آیا حتی می تواند از پس این کار برآید. آنتونی را فقط با یک سوال باقی می گذارد: آیا او واقعاً مشکلی دارد؟ اگر چنین کند ، تا کجا حاضر است برای رفع آن برود؟

[ad_2]

source