کتاب Regenerate : Following Jesus After Deconstruction

[ad_1]

‘ضرر – زیان. ترسیدن شک. وقتی اساس وجود شما ساقط شود ، هر چیزی به چه معناست؟ تونی در چهار سالگی با عشق مادرش خدا را ملاقات کرد. وقتی دوازده ساله بود ، فهمید که یکی از دوستان مرد خود را تحسین می کند و اطمینان پیدا کرد که خدا با او کاری نخواهد داشت. در شانزده سالگی ، تونی دوباره با خدا روبرو می شود که اطمینان داده است چیزی جز عشق بین آنها نیست. هنگامی که او بیست و سه ساله بود ، با دختری که از آرزوهایش بود ازدواج کرد و در هیات کلیسا بود ، راز تونی برملا شد و او تقریباً همه چیز را از دست داد. آنچه در پی آمد سالهای سنگین ساختارشکنی بود ، و همه آنچه را که معتقد بود درباره خدا می داند از دست داد ، تا دوباره در خفا خدا را کشف کند. این خدا خدای جدیدی نبود – او مانند گذشته بود و ما تازه ایمان تازه ای دیده بودیم. این خدا از آنچه تونی تصور می کرد زیباتر و برازنده تر بود. داستان تونی در صحنه انجیلی مدرن غیرمعمول نیست. هزاران نفر در سراسر غرب از بحران ایمان رنج می برند که معمولاً از آن به عنوان بازسازی یاد می شود. “صادقانه بگویم ، تونی از داستان خود به عنوان نقطه شروع گفتگو در مورد روند برچیدن استفاده می کند. تونی توضیح می دهد که روند ساختارشکنی چیست ، چرا اتفاق می افتد و اینکه چگونه کلیسا می تواند به مردم در بحران ایمان کمک کند بدون اینکه در طول مسیر آن را تشدید کند. در این یادداشت ها ، تونی صریحاً از كلیسا می خواهد كه تحول را ایجاد كند: نه به یك تغییر مدرن ، “مترقی” مسیحیت ، و نه به یك نوع خشن تر از بنیادگرایی ، بلكه به یك جنبش انقلابی متمركز بر عیسی مسیح تبدیل شود كه چهره زمین. جنبشی که قبلاً بیش از جزم جامعه اش به خاطر جامعه درمان عشق مشهور بود.

[ad_2]

source