کتاب Retribution

[ad_1]

شیث نوجوان بود وقتی فهمید که تمایل به قتل دارد. من به سادگی از آن لذت بردم. این قتل هیجان انگیز بود و هر چه پیرتر شد ، به او هدف گرفت. اما از روزی که راشل به خانه بعدی نقل مکان کرد اصرارها متوقف شد. من بهترین دوست او شدم. هیچ کس برای او مهمترین نبود. راشل تا روز مرگ تنها دوست دختر واقعی خود باقی ماند – وقتی هواپیمایی که شوهرش در آن پرواز می کرد ، به طرز غیرقابل توضیحی سقوط کرد و باعث کشته شدن بیشتر خانواده اش شد. هنگامی که یک سانحه هوایی دوم جان دختر زنده مانده راشل را گرفت ، عطش قتل شیث بار دیگر بیدار می شود. هنگامی که او به دنبال علت فاجعه ها می گردد ، شروع به کشف یک حقیقت دلهره آور می کند – واقعیتی که حس هدف وی را تجدید می کند و او را آماده می کند تا انتقام از همه افراد درگیر را بگیرد.

[ad_2]

source