کتاب Révolte face

[ad_1]

“کشوری که هزاران سال درد در سواحل آن مانند امواج دریای مدیترانه جریان داشته است. کشوری مانند دامن مادر هنگام عبور از مرزهای خود. کشور من مانند بخشی از آسمان آبی است که در من زندگی می کند. در آنجا بالها پهن شده اند ، در اعماق نیلگون ، ابرهایش داستان بارش را برایم تعریف می کنند. “و بوی تالاب. من از همیشه برای آرزوی کشورم آرزو داشتم. کشور من بیش از هر چیز ، مکانی بسیار کوچک است مکانی که همه بشریت در آن زندگی می کند: آزادی. ” این متن غیرمعمول در محدوده تمرکز سیاسی و نگاه شاعرانه نویسنده به کشورش است.

[ad_2]

source