کتاب The Celebrant : A Novel by Charles Turner

[ad_1]

در تابستان 1878 ممفیس شهر مرگ بود. تب زرد شهر را ویران می کرد ، هزاران نفر از ساکنان وحشت زده را توسط یک کشتی بخار می سی سی پی به روستاها یا شمال هل داد. در اکثر بنادر با بخارهای شلوغ و مجهز به باتوم و تفنگ روبرو شدم. آنها مجبور هستند که در جستجوی فرونشست رودخانه ، بالا و پایین رودخانه را بالا و پایین ببرند. امید زیادی به فروکش تب تا اولین سرما وجود نداشت. هیچ کس نمی دانست که چه چیزی باعث آن شده است و هیچ کس نمی دانست چگونه جلوی آن را بگیرد. هر ساعت تشویق صاعقه یک قانون را به همراه می آورد – تلاش ناامیدکننده برخی از متخصصان محلی برای دفع میکروب های مسموم با بیماری. مرگ کسانی که در ممفیس مانده اند را تعقیب کرد. با نیمه تابستان ، هفتاد جنازه روزانه با گاری به حومه شهر برای دفن عجولانه منتقل می شد. لویی شوئیلر ، اسقف جوان ، معتقد بود که خدا می خواهد او کلیسای خود در نیوجرسی را ترک کند و به ساکنان بیمار ، در حال مرگ و وحشت زده این جهنم نیمه گرمسیری خدمت کند. CELEBRANT ، یک رمان تاریخی ، داستان پاسخ لوئیس به ندای خدا و مبارزات او با پیامدهای ترسناک آنها است. آیا واقعاً خدا او را به ممفیس دعوت کرده است؟ خود لوئیس با تردیدهایی روبرو شد ، آیا عزم روحی در تصمیم لوئیس برای به خطر انداختن زندگی خود غرور معنوی نبود؟ و یک روحانی جوان ، عاشق کتاب ، موسیقی و آیین های مذهبی ، در شهری که فریاد پزشکان و پرستاران را می کشد چه کاری می تواند انجام دهد؟ چگونه لوئیس ، مسیحی ، واقعاً می تواند وحشتی را که در خیابان های ممفیس به ذهن و حواسش حمله کرده بود درک کند؟ آیا ایمان خودش می تواند قربانی شود؟

[ad_2]

source