کتاب Trois fous dans la rue parlent

[ad_1]

پیلونه ، لیگوته و ددیکاس در خیابان مستقر شدند زیرا می توانستند با گفتن یکدیگر و گوش دادن به یکدیگر ، زندگی خود را از نو بسازند و زمانی را صرف می کنند که به راحتی کلمات از بین می رود. آنها در بین موانع محافظتی خانه قفل نخواهند شد ، اما آنها مانند پوستی جدید از این پناهگاه نهایی استقبال می کنند ، جایی که هر دیوانه روایت خود را پیدا می کند ، کارهایی که ماکسیم ژان باتیست برای آنها آورده است. اگر آنها ماسک زده اند ، دیگران هستند که آنها را می بینند ، پس نگاه آنها است که آنها را دیوانه می کند. این چیزی نیست که ما دیگر نباید تکه های کثیف جهانی را تحمل کنیم که ارزش های عدالت را زیر پا بگذارد و تصرف کند و کلمه را در وسط خیابان به انحصار خود درآورد.

[ad_2]

source