کتاب Trust me – Blindes Vertrauen

[ad_1]

دنیای آیووا گرین از همان کودکی در تاریکی فرو رفته است. با این حال ، او با لبخند بر موانع کوچک و بزرگ زندگی تسلط دارد. او در مزرعه عموی خود زندگی امنی را سپری می کند ، عاشق نواختن پیانو است و حس شدیدی نسبت به افراد اطرافش دارد. وقتی به طور اتفاقی با یک مرد برخورد می کنید ، این احساس از خود زنگ خطر را به صدا در می آورد. در آن ، او تاریک تر از پرده جلوی چشمانش را احساس می کند. علی رغم این هشدار ، او جذب او می شود ، اما آیا می تواند به او اعتماد کند؟ لئون مارشال در کودکی بسیار دردناکی گرفتار شده بود. با انگیزه ناآرامی ، او از شهری به شهر دیگر نقل مکان می کند ، نمی تواند به مردم اعتماد کند یا احساساتشان را ابراز کند. همیشه از نزدیکی و از خودش فراری است. قلب او هرگز کسی را نباخته و متقاعد شده است که هرگز تغییر نخواهد کرد. آیا وقتی دو موجود از تاریکی به هم می رسند ، آیا قلب آنها نور را تشخیص می دهد؟ ”

[ad_2]

source