کتاب Une barbarie moderne : Roman

[ad_1]

یک روز عصر ، ما سه نفر خوشحال بودیم ، و با ترانه ای درباره “زندگی خنده دار من” از شهر عبور کردیم. امروز ، من از دریا عبور کردم تا تو را در این اتاق پیدا کنم. من انتظار نداشتم در آخرین مراحل زندگی مشترک شما را همراهی کنم و نقطه شروع این داستان رویدادی است که ما نمی خواهیم زندگی کنیم و دوست داریم از آن فرار کنیم. این یک تماس بیدار کننده از طرف یک دوست و پرستار است که با پایان زندگی کسی که دوستش دارید روبرو شده است ، این یک عمل عصیان علیه یک سیستم متفکر اما غیرقابل انعطاف است ، این ادای احترامی است به این مردان و زنان ، به خاطر شما دوست. صحبت از بربریت مدرن ، تا انسانها بتوانند جایگاه خود را در مرکز تصمیمات ما بازیابی کنند. درباره نویسنده ، مارینا اسکامارونی یک پرستار و متخصص کینزی است. اینکه چگونه یاد بگیریم زندگی کنیم ، “باشیم” ، دوباره متولد شویم و مسئولیت زندگی خود را فراتر از اعتقادات و ترس های خود بپذیریم ، وجه مشترک زندگی اوست.

[ad_2]

source